تبليغاتX
بـاران
لمس کن صدای من این جاست ترانه ی آرام روی نبض آبی دستت

 

وقتی که چشات ابره ، پلکات چه مهی داره

 

آفتاب به نگاه تو ، ‌کلی بدهی داره

 

 ماه روزا میاد مکتب ،‌ پیش مژه ی نازت

 

بارون شده شاگرد ،‌ شب تا سحر سازت

 

 پروانه میاد دورت ، تنها واسه ی مردن

 

 مردن پیش چشم تو ، یعنی همیشه بردن

 

 دریا شنیدم عصرا ،‌ موتو می زنه شونه

 

 راستی دیگه فهمیدم محض چی پریشونه

 

 رنگین کمونم سادس ، پهلوی تو بی رنگه

 

 چشمای تو که باشه ، جای آسمون تنگه

 

صحراها زیر دستت گرما رو می آموزن

 

 زیبا آتیشا از رو چشمای تو می سوزن

 

جنگل با اون ‌آوازش تو چشمای تو گم شد

 

 شمشاد اومد و پیشت خم شد قد گندم شد

 

 من هر چی بگم از تو ، با او جذبت دوره

 

راس گفتی چه کاری بود ،‌ شاعر مگه مجبوره ؟

 

 من متهمم باشه ، تو داوری و قاضی

 

هم می تونی شاکی شی ، هم مهربون و راضی

 

 حرف حالا و فردا ،‌ مثل همیشس زیبا

 

 جز تو همه یعنی هیچ ، تو یعنی خود زیبا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 2:43 قبل از ظهر  توسط بـــاران |